روزها تا می تونم اهنگ گوش میدم و تا می تونم می خوابم..هنوزبیشترابی گوش می دم ..ازحال این روزام،هرچی رو نوشتم نگه داشتم و جایی منتشرشون نکردم ..دلم می خواد هی تند تند بگذرن روزا وشبا..هی تموم شن ..هی فکرنکنم ..هی خیلی چیزای دیگه .. 

دعا کنید برام لظفا.انرژی مثبت بفرستین واسم..

+ نوشته شده در  شنبه ۱۷ بهمن۱۳۹۴ساعت   توسط م 

صورتتو آب می پاشی.فکرمی کنی،جایی که می لنگه حساب دو دو تا چارتای ِمردیه که شاید هیچ وقت فکرنمی کرد یه روز ردشو که می گیری ،قفسه ی ِسینه ت درد می گیره..فکرمی کنی،جاهای ِتیکه پاره ی ِ گذشته که با بدبختی دوخته بودی،حالا داره دونه دونه شکافته می شه ..شکافته می شه و فکرمی کنی این بار ، فقط وایمیستی نگاه می کنی.هیچ کاری نمی کنی..هیچ کاری. 

صورتتو آب می پاشی،حتی نمی خوای به یکی از روزایی که قراره برگرده فکرکنی.صورتتو آپ میپاشی،یکی اون سر ِتهران دودت می کنه..یکی اون سر تهران لابه لای ِدوداش،پیش خودش می گه ازخودم برام مهم تر بود . دلم می خواد از اون روزایی که می خواد برگرده،فراموشیاش برگرده ..در رفتن ساعت از دستام،برگرده ..به گرون ترین قیمتا حتی..بابدترین چیزا حتی ..صورتتو آب می پاشی،جای بوسه ش گل می ده ..جای بوسه ش ریشه می ده ازاین سر ِتهران..نمی رسه به زیر ِپاهاش..صورتشو آب می پاشه حتما..جای بوسه م زخم میشه ..فکر میکنه من مهم تر بودم..بعدتا عمر داره،تاعمردارم،تهران بین زخم و گل می مونه تو برزخ..سیگارمو از پنجره پرت می کنم پایین ...انقدرگوشه ی لبمو گازگرفتم که خونش مزه ی دهنمو عوض می کنه .صورتمو می برم زیر آب،می گم نفس بکش .می گم الان .حالا.می گم باز.می گم باز.می گم همین یه بار.وقتی میگم همین یه بار یعنی دیگه  هیچ وقت نمی شه..

 

اونجایی که می گه : من از وقتی رفتی دارم لا فیلترا می خوابم .اونجایی که همه چی دور سرت چرخیده بود .اونجایی که دیگه نمی خواستی گریه کنی .گریه نکردی.همه چی دور سرت چرخید..همه چی..

+ نوشته شده در  چهارشنبه ۷ بهمن۱۳۹۴ساعت   توسط م 

یک: 

یکی دوسِت داره و می خواد ادای ِآتیش نشانای ِ قهرمانو در بیاره.از آتیش ِرابطه قبلیت بیارتت بیرون.بگه زنده موندی.بگه من نمی ذارم بمیری.توبهش نیشخندمی زنی.حرفی نمی زنی از اینکه قهرمانت لای ِدود و آتیش جاموند.بهش نیشخندمی زنی.بعدمی گی یه جاهایی تو زندگی هست،که اگر خراب شن دیگه درست نمی شن.یکی دوسِت داره.می گه این همه واست صبر کرده.این یکیا،دروغ نمی گن . اما خاطره نسازین با اونی که دلتون پیشش نیست.خاطره با الکل و دود و خنده های ِالکی پاک نمی شه.. 

 دو:

یه جاهایی هم هست،که خیلی خوب خندیده توو عکس.یه جاهایی هم هسـت،که اون ادمایی که لایکش می کنن اندازه ی من غم ِچشماشو نفهمیدن..این یعنی من باهاش زندگی کردم . 

 سه: 

فردای ِیکی از بدترین اتفاقای زندگیت،یکی برات بلیط ِکنسرت بگیره..اونم کنسرت ِکسی که خیلی از آهنگاشو تو روزایی که حالت بد بوده گوش داده باشی..وقتی میشینی روی ِصندلیت و خواننده می ره روی ِسن،همه ی ِاون روزابرات ورق بخورن ..لم بدی و فقط بذاری ورق بخورن..تهش بیای بیرون و سیگاربکشی تا خود ِخونه ..

  

می خوام اینستا بسازم.باادرس وبلاگ.موافقین؟

+ نوشته شده در  یکشنبه ۴ بهمن۱۳۹۴ساعت   توسط م  |